طلبه:خوب،بد،زشت
نوشته شده در تاریخ جمعه 14 بهمن 1390 توسط محمد باقر عباسی | نظرات ()
عزیزی در یکی از پست های قبلی نظری گذاشته بود به این مضمون که حیف نیست وبلاگ به این قشنگی این همه وقت به روز نشده . در جواب (به دور از تواضع های کیلویی و بسته بندی شده که هزار هزار از فخر فروشی کردن و تکبر بدتر و تلختر است ) باید بگویم که به حقیقت این وبلاگ را نه از حیث محتوایی و نه از حیث فنی ارزشمند نمی بینم ، که حیف باشد از حرکت بایستد. کشتی انقلاب در حال حرکت است و هیچ تقی هم به توقی با به روز نشدن این وبلاگ نخورده است. شخص در این موقعیت ها است که حس می کند چه قدر کوچک است ، می فهمد که اگر توفیق خدمتی را پیدا کرده در اصل این توفیق افتخار و نعمتی برای خودش است نه منتی برای دیگران ، بودن یا نبودنت برای دیگران فرقی ندارد (خدا هم نامردی نکرده صاف همین مطلب را تو قرآن گذاشته کف دست ما) .
اما دلایل نوشتن ، هم همه ی این دلایل قابل ذکر نیستند و هم من حال تایپ کردن ندارم به طور اجمالی چند هفته دچار یک سری مشکلات پیوسته شدم که اجازه نمی داد به بقیه مسائل چندان که باید بپردازم ولی دلیل اصلی این که هر کس به هدفی می نویسد یکی برای اثبات خودش ، یکی برای پر کردن وقتش ، یکی برای تمرین کردن می نویسد و یکی هم از روی تشخیص وظیفه. اما من هنوز نمیدانم که واقعا برای چه می نویسم.
به هر حال قرار نیست این وبلاگ بسته شود(البته فعلا).



طبقه بندی: دلنوشته، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 دی 1390 توسط محمد باقر عباسی | نظرات ()
قبل از این که حوزه نهاد فرهنگی باشد ، مدرس علم جعفری(علیه السلام ) است و قبل از آن خانقاه حقیقی مکتب اهل بیت (علیهم السلام) . 
راه را گم نکنیم...


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 آبان 1390 توسط محمد باقر عباسی | نظرات ()
شاید شما هم به این نتیجه رسیده باشید که محور اصلی تهاجم فرهنگی دشمن به جای این که مانند قبل حمله به اعتقادات ریشه ای شیعه باشد ، سعی بر این دارد که سبک زندگی اسلامی-ایرانی ما را تغییر دهد از ترویج مدها و نمادهای غربی گرفته تا حتی سبک معماری شهری ما. 
اگر نحوه ی زندگی اسلامی-ایرانی خود را به همین راحتی با سبک زندگی غربی جایگزین کنیم آن وقت خیلی قشنگ آماده پذیرش عقایدی هستیم که این نحوه زندگی برآن استوار شده چیزی که تا قبل از این اصلا امکان نداشت.
   


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 مهر 1390 توسط محمد باقر عباسی | نظرات ()
برای شادی روحمون صد سال دیگه که هیچ خبری ازمون نیست ، همین حالا یک کاری بکنیم

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 مهر 1390 توسط محمد باقر عباسی | نظرات ()

در حوزه کسی تقریرات قرآنی علامه جوادی آملی یا مناظرات اعتقادی علامه طباطبایی را منبع درسی نمی گذارد در حوزه سعی بر این است که مبنا به دست شخص داده شود تا خود نظریات اسلام را در موضوعات مختلف به دست آورد تا در بین اسامی بزرگان محصور نشود به همین علت است که طلاب سه سال فقط عربی می خوانند تنها برای این که خودشان بدون واسطه با منابع اسلامی ارتباط برقرار کنند تا جیره خوار فکری کسی نباشند.

این یکی از علل پویایی علوم حوزوی است.  




طبقه بندی: حوزه و دانشگاه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 شهریور 1390 توسط محمد باقر عباسی | نظرات ()
 چرا امروزه مانع اصلی پیشرفت رژیم اشغالگر قدس طرز تفکر شیعی است؟ چرا مقاومت هایی موفق بودند که از طرز تفکر نزدیک به شیعه بهره می بردند ؟(مثال بارز این مورد حماس با گرایشات شیعی در مقابل فتح بر اساس گرایشات ناسیونالیسم عربی است که اولی در غزه مقاومتی را ترتیب داد که در فلسطین بی سابقه بوده اما دومی پس از مدتی به سازش با اسرائیل روی آورد) چرا مراکز شیعه شناسی اسرائیل از قویترین مراکز علمی در نوع خود هستند؟ 
این که چرا شیعه با وجود امکانات کم در عصر حاضر نقش بی بدیلی ایفا کرده به تفکرات عمیق و ناب این مکتب برمی گردد. نمی خواهم حرف فوکویاما را که احتمالا بارها شنیده ایدش تکرار کنم اما در این صحبت دقیقا به علل اصلی پویایی فرهنگ شیعی اشاره شده : ولایت فقیهی عادل که از اجتهاد همگام با زمان بهره می برد ، فرهنگ انتظار و مهدویت در شیعه امید و وظیفه شناسی را در پی دارد و عاشورا شور و احساس شیعه را جهت دهی می کند.
همانطور که بارها شنیده اید و فوکویاما گفته است هدف اصلی دشمن تضعیف این سه است مراقب باشیم که اندک ضربه به ولی فقیه عواقبش به ایران محدود نمی شود و جهان اسلام را از فلسطین و بحرین و لبنان گرفته تا مصر و لیبی و... را در برمی گیرد. 


نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مرداد 1390 توسط محمد باقر عباسی | نظرات ()
چرا امیر المومنین علی (علیه السلام) پس از ضربت خوردن «فزت و رب الکعبه» گفت؟ صرف نظر از مفاهیم عمیقتری که در این جمله وجود دارد شاید منظور حضرت این بود که بالاخره راحت شدم از مردمان نامرد این دیار. مردمان نامردی که علی را نشناختند، مردمان نامردی که وقتی بر روی منبر می رفت نفر به نفر می رفتند و بر روی منبر تنهایش می گذاشتند، مردمان نامردی که هر چه قدر حضرت  دعوت به جهادشان می کرد نمی رفتند و می گفتند: علی برای این که خود حکومت کند ما را به کشتن می دهد. چه قدر خون بر دل حضرت شد از این کوفیان.
 هر وقت که شعار ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند را سر می دهیم به یاد داشته باشیم که این کوفیانی که از آنها برائت می جوییم نه وهابی بودند، نه یهودی و نه مسیحی. بیشترشان شیعیانی بودند معتقد به ولایت بلافصل حضرت بر خودشان.
اگر اهل کوفه نیستیم چرا مهدی (عجل الله فرجه الشریف) تنها مانده؟ اگر نامرد نیستیم چرا ساکن بیابانها شده؟ بدانیم که تاریخ تکرار می شود، همیشه کوفیانی وجود دارند.
.............................................
در این شبها مسلمین مظلوم جهان از بحرین و فلسطین و سومالی گرفته تا اقلیت های ساکن بلاد غریب را فراموش نکنید.
التماس دعا


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 مرداد 1390 توسط محمد باقر عباسی | نظرات ()
مدتها قبل عزیزی از من پرسید که به نظر تو چه طور باید زندگی و آرمان های شهدا را و در کل فرهنگ شهادت را در جامعه و خصوصا در دانشگاه ها نشر داد؟
اول از همه اینو بگم که فکر کنم بنده خدا اشتباه گرفته بود و گرنه هنوز خدا رو شکر این قدر قحط الرجال نشده که به نظرات من خدایی نکرده احتیاج پیدا بشه.
جنگ ما چون بر مفاهیم خاصی بنا شده است بدون آنها بی معنا جلوه می کند به همین دلیل عملیات استشهادی حسین فهمیده و امثال او در نظر یک انسان غربی که تنها خرمشهر 59 را می بیند و از عاشورای 61 غافل است (ملاک غربی بودن در این جا طرز فکر است نه جغرافیا) با عمل خلبان های ژاپنی مقایسه می شود . به هر دو کامیکازه می گوید ( از این جا به بعدش ملاک غربی بودن همان جغرافیا است ) بگذریم از این که حتی همین لفظ کامیکازه را هم از زبان ژاپنی قرض گرفته اند و قبل از برخورد با آنها اصلا فکر نمی کردند که انسانی ممکن است چنین عملی را انجام دهد تا برایش واژه ای درست کنند.
همین مساله است که در صدور فرهنگ انقلاب و شهادت مشکل ایجاد کرده است به طوری که حتی همان معدود کتابهایی هم که در این زمینه به زبان های دیگر ترجمه شده اند کتابهایی هستند که بعضا یا سیاه نگر و ضد جنگند و یا بیشتر به جنبه های انسانی دفاع پرداخته اند تا اسلامی چیزی که قابل فهمتر است برای مخاطب نا آشنا به فرهنگ دینی ما مثل کتابهای شطرنج با ماشین قیامت و داستان های شهر جنگی حبیب احمد زاده و یا سفر به گرای 270 درجه احمد دهقان
مشکل اصلی این است قبل از تبیین ریشه ها به برسی و تجزیه برگ ها می پردازیم. نباید شهدا را اصل قرار داد و مطالب را حول آنها چید بلکه اصل و موضوعیت را باید معارف اسلامی قرار داد چیزی که فرهنگ جنگ ما و شهادت بر آن استوار است و سپس شهدا را به عنوان الگوهای ملموسی نه از 1400 سال قبل بلکه فقط از از یک یا دو نسل پیش بلکه از همین نسل برای اثبات عملی بودن معارف اسلامی نشان داد.
پی نوشت 1: با عرض معذرت به خاطر تاخیر خیلی زیاد برای آپ کردن وبلاگ علت تاخیر رفتن به اردوی تابستانی مدرسه و دسترسی نداشتن به اینترنت بود تا یه حدی(شاید بعدا در مورد این اردو ها هم یک توضیحاتی بدم ). اما از این به بعد سعیم بر اینه که تا اطلاع ثانوی هفته ای حداقل یک پست رو داشته باشم.
پی نوشت 2: در مورد کتابهایی که ذکر کردم سوءتفاهم نشه منظورم عیب گیری نیست تنها توضیح قالبی است که وقایع این کتاب ها در آن اتفاق می افته خود من از کتاب های احمد زاده به خاطر قلم خاصی که داره و موقعیت شناسیش خیلی خوشم میاد و همچنین احمد دهقان گرچه که از سفر به گرای 270 درجه اش بر خلاف بقیه کتابهایش اصلا خوشم نیامد آخرش هم نفهمیدم واسه چی این قدر از این کتاب تعریف می کنند با این به نظر من به عنوان مثال دشتبان خیلی بهتر نوشته شده.



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 تیر 1390 توسط محمد باقر عباسی | نظرات ()
حقیقتش خیلی از این وبلاگ هایی که نهایت نبوغ مدیرشان کپی ، پیس کردن مطالب دیگران است بدم میاد و اگه دقت کرده باشین می بینین که تا حالا شکر خدا یک مطلب هم این جوری نداشتم اما جدیدا یک پست تو وبلاگ آب و آتش دیدم که به معنای واقعی کلمه حرف دل خودم بود و از طرفی یه بار هم که هزار بار نمی شه:
یک صد و چهل نماینده مجلس شورای اسلامی با ارائه طرحی «دو فوریتی» ، خواستار محدود کردن حضور عکاسان خبری در صحن پارلمان شده بودند تا خدای نکرده خالی بودن صندلیها به هنگام بحثها و مذاکرات مهم معلوم نشود و کسی نفهمد که در پشت صندلیهایشان خواب تشریف دارند و یا انگشت توی دماغشان کرده اند . البته این طرح با کاهش امضا کنندگان، رأی نیاورد

آنوقت یک سال است که رهبر عزیز انقلاب بارها تأکید کرده اند که طرح نظارت نمایندگان بر کار خودشان را تصویب کنند ، اما هر بار حتی به فوریت آن هم رأی نمی دهند و بعد هم که درست در آستانه سالگرد مجلس و دیدار با رهبر انقلاب ، چیزی می نویسند آنقدر لوس و بی مزه است که آقا با گلایه شدید از آنان ، از کار مزبور  به "کارک" تعبیر می کنند.

خسته نباشید نمایندگان محترم !

عین اظهارات آقا دو سه روز قبل از طرح نمایندگان درباره محدودیت کار عکاسان خبری :

- من پارسال به شما عرض کردم که در داخل مجلس شوراى اسلامى، خودنظارتى بگذارید. این، همان تقواى جمعى است. مجموعه، خود را بپاید. حالا حرفهائى گوشه کنار زدند که نماینده باید آزاد باشد، چه باشد. کسى با آزادى نماینده مخالف نیست؛ با کجرفتارى نماینده مخالف است. یک نماینده‌ى کجرفتار ممکن است مجلس شوراى اسلامى را بدنام کند، متهم کند؛ حیف نیست؟ مجلسِ به این عظمت، این نهاد قانونىِ اساسى در کشور.
 اول انقلاب خدمت امام رفتیم، براى اینکه یکى از بزرگانِ بین خودمان را به عنوان رئیس جمهور به امام معرفى کنیم تا امام ایشان را قبول کنند و ما بیائیم ایشان را در حزب جمهورى اسلامى به عنوان رئیس جمهور مطرح کنیم. امام به دلیلى قبول نکردند. بعد به ما گفتند که بروید سراغ مجلس؛ مجلس مهم است. از نگاه رهبر انقلاب و بنیانگذار این نظام و پدید آورنده‌ى این مجموعه، مجلس یک چنین جایگاهى دارد. خب، این را باید نگه داشت، باید آبرویش را حفظ کرد، باید چهره‌اش را حفظ کرد؛ این، خودنظارتى لازم دارد. اگر این خودنظارتى نباشد، اشکال به وجود مى‌آید؛ خود شما هم دارید مى‌بینید. من پارسال در این خصوص سفارش کردم. البته اخیراً در مجلس نسبت به این قضیه کارکى انجام گرفت، اما اهمیت این قضیه درست به دست نیامد. این خودنظارتى، تقواى جمعى است.





(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4  

درباره وبلاگ

می خواهم بگویم طلبه ها هم خوب و بد و زشت دارند، درست مثل بقیه مردم، زندگی می کنند درست مثل بقیه مردم...و وبلاگ می نویسند درست مثل بقیه مردم!!!

پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
شما طلبه هستید یا دانشجو ؟




نویسندگان
دانشنامه مهدویت
 
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان


 



بحرین
طلبه: خوب بد زشت را محبوب کنید
Subscribe in a reader