طبقه بندی: دلنوشته،
در حوزه کسی تقریرات قرآنی علامه جوادی آملی یا مناظرات اعتقادی علامه طباطبایی را منبع درسی نمی گذارد در حوزه سعی بر این است که مبنا به دست شخص داده شود تا خود نظریات اسلام را در موضوعات مختلف به دست آورد تا در بین اسامی بزرگان محصور نشود به همین علت است که طلاب سه سال فقط عربی می خوانند تنها برای این که خودشان بدون واسطه با منابع اسلامی ارتباط برقرار کنند تا جیره خوار فکری کسی نباشند.
این یکی از علل پویایی علوم حوزوی است.
طبقه بندی: حوزه و دانشگاه،
اول از همه اینو بگم که فکر کنم بنده خدا اشتباه گرفته بود و گرنه هنوز خدا رو شکر این قدر قحط الرجال نشده که به نظرات من خدایی نکرده احتیاج پیدا بشه.
جنگ ما چون بر مفاهیم خاصی بنا شده است بدون آنها بی معنا جلوه می کند به همین دلیل عملیات استشهادی حسین فهمیده و امثال او در نظر یک انسان غربی که تنها خرمشهر 59 را می بیند و از عاشورای 61 غافل است (ملاک غربی بودن در این جا طرز فکر است نه جغرافیا) با عمل خلبان های ژاپنی مقایسه می شود . به هر دو کامیکازه می گوید ( از این جا به بعدش ملاک غربی بودن همان جغرافیا است ) بگذریم از این که حتی همین لفظ کامیکازه را هم از زبان ژاپنی قرض گرفته اند و قبل از برخورد با آنها اصلا فکر نمی کردند که انسانی ممکن است چنین عملی را انجام دهد تا برایش واژه ای درست کنند.
همین مساله است که در صدور فرهنگ انقلاب و شهادت مشکل ایجاد کرده است به طوری که حتی همان معدود کتابهایی هم که در این زمینه به زبان های دیگر ترجمه شده اند کتابهایی هستند که بعضا یا سیاه نگر و ضد جنگند و یا بیشتر به جنبه های انسانی دفاع پرداخته اند تا اسلامی چیزی که قابل فهمتر است برای مخاطب نا آشنا به فرهنگ دینی ما مثل کتابهای شطرنج با ماشین قیامت و داستان های شهر جنگی حبیب احمد زاده و یا سفر به گرای 270 درجه احمد دهقان
مشکل اصلی این است قبل از تبیین ریشه ها به برسی و تجزیه برگ ها می پردازیم. نباید شهدا را اصل قرار داد و مطالب را حول آنها چید بلکه اصل و موضوعیت را باید معارف اسلامی قرار داد چیزی که فرهنگ جنگ ما و شهادت بر آن استوار است و سپس شهدا را به عنوان الگوهای ملموسی نه از 1400 سال قبل بلکه فقط از از یک یا دو نسل پیش بلکه از همین نسل برای اثبات عملی بودن معارف اسلامی نشان داد.
پی نوشت 1: با عرض معذرت به خاطر تاخیر خیلی زیاد برای آپ کردن وبلاگ علت تاخیر رفتن به اردوی تابستانی مدرسه و دسترسی نداشتن به اینترنت بود تا یه حدی(شاید بعدا در مورد این اردو ها هم یک توضیحاتی بدم ). اما از این به بعد سعیم بر اینه که تا اطلاع ثانوی هفته ای حداقل یک پست رو داشته باشم.
پی نوشت 2: در مورد کتابهایی که ذکر کردم سوءتفاهم نشه منظورم عیب گیری نیست تنها توضیح قالبی است که وقایع این کتاب ها در آن اتفاق می افته خود من از کتاب های احمد زاده به خاطر قلم خاصی که داره و موقعیت شناسیش خیلی خوشم میاد و همچنین احمد دهقان گرچه که از سفر به گرای 270 درجه اش بر خلاف بقیه کتابهایش اصلا خوشم نیامد آخرش هم نفهمیدم واسه چی این قدر از این کتاب تعریف می کنند با این به نظر من به عنوان مثال دشتبان خیلی بهتر نوشته شده.
یک صد و چهل نماینده مجلس شورای اسلامی با ارائه طرحی «دو فوریتی» ، خواستار محدود کردن حضور عکاسان خبری در صحن پارلمان شده بودند تا خدای نکرده خالی بودن صندلیها به هنگام بحثها و مذاکرات مهم معلوم نشود و کسی نفهمد که در پشت صندلیهایشان خواب تشریف دارند و یا انگشت توی دماغشان کرده اند . البته این طرح با کاهش امضا کنندگان، رأی نیاورد
آنوقت یک سال است که رهبر عزیز انقلاب بارها تأکید کرده اند که طرح نظارت نمایندگان بر کار خودشان را تصویب کنند ، اما هر بار حتی به فوریت آن هم رأی نمی دهند و بعد هم که درست در آستانه سالگرد مجلس و دیدار با رهبر انقلاب ، چیزی می نویسند آنقدر لوس و بی مزه است که آقا با گلایه شدید از آنان ، از کار مزبور به "کارک" تعبیر می کنند.
خسته نباشید نمایندگان محترم !
عین اظهارات آقا دو سه روز قبل از طرح نمایندگان درباره محدودیت کار عکاسان خبری :
- من پارسال به شما عرض کردم که در داخل مجلس شوراى اسلامى، خودنظارتى بگذارید. این، همان تقواى جمعى است. مجموعه، خود را بپاید. حالا حرفهائى گوشه کنار زدند که نماینده باید آزاد باشد، چه باشد. کسى با آزادى نماینده مخالف نیست؛ با کجرفتارى نماینده مخالف است. یک نمایندهى کجرفتار ممکن است مجلس شوراى اسلامى را بدنام کند، متهم کند؛ حیف نیست؟ مجلسِ به این عظمت، این نهاد قانونىِ اساسى در کشور.اول انقلاب خدمت امام رفتیم، براى اینکه یکى از بزرگانِ بین خودمان را به عنوان رئیس جمهور به امام معرفى کنیم تا امام ایشان را قبول کنند و ما بیائیم ایشان را در حزب جمهورى اسلامى به عنوان رئیس جمهور مطرح کنیم. امام به دلیلى قبول نکردند. بعد به ما گفتند که بروید سراغ مجلس؛ مجلس مهم است. از نگاه رهبر انقلاب و بنیانگذار این نظام و پدید آورندهى این مجموعه، مجلس یک چنین جایگاهى دارد. خب، این را باید نگه داشت، باید آبرویش را حفظ کرد، باید چهرهاش را حفظ کرد؛ این، خودنظارتى لازم دارد. اگر این خودنظارتى نباشد، اشکال به وجود مىآید؛ خود شما هم دارید مىبینید. من پارسال در این خصوص سفارش کردم. البته اخیراً در مجلس نسبت به این قضیه کارکى انجام گرفت، اما اهمیت این قضیه درست به دست نیامد. این خودنظارتى، تقواى جمعى است.

